اوضاع آرام دانشگاهی
دیروز شنیدم که پدر یکی از همکارانمان به رحمت الهی رفته اند، بسیار محزون شدم. معمولاً این مواقع یاد پدر بزرگوار خودم می افتم که چقدر سریع و بدون هرگونه آمادگی و بیماری در سن میان سالی درگذشت، خدا رحمتشان کند، من که نتوانستم خدمتش را بکنم و شاید تنها حسرت دنیاییم همین باشد! پس باید سعی کنیم قدر همین عزیزانی را که داریم بدانیم و محبت و خدمتشان کنیم که روزی نخواهیم حسرت نبودنشان را بخوریم.
یکم هم از اوضاع دانشگاهها بگویم ...
شرایط در دانشگاه صنعتی خوب است. روال آرام خودش را دارد. روزهای یکشنبه، دو شنبه و سه شنبه پنج گروه آزمایشگاه الکتریسیته دارم، که اخیراً بواسطه انصراف یکی از مدرسان دیگر یک گروه دیگر هم در روزهای شنبه اضافه شده است. وضعیت دانشجویان نسبت به سال 87 که اولین گروه را در دانشگاه صنعتی ارائه کرده بودم خیلی خوب نیست، سطح دانشجویان به طور محسوس پایین آمده است. بچه ها دیگر خیلی درس نمی خوانند، آنها هم که می خوانند معمولاً سطحی می خوانند و مطالب را بیشتر حفظ می کنند تا بفهمند. با این حال ما باید کار خودمان را بکنیم و از بچه ها درس بخواهیم ....
در انتخاب هم که شرایط بسیار سخت و نفس گیر پیش می رود. هنوز ورودی های جدید تکمیل ظرفیت در حال ثبت نام هستند، احتمالاً تا نوزدهم ادامه دارد. خدا روشکر امسال وضع دانشجو در انتخاب خوب بوده است ولی با توجه به اینکه دیگر ورودی بهمن در دانشگاه علمی کاربردی وجود نخواهد داشت مشکلات عدیده ای هم برای بچه های دانشجو و هم برای مراکز بوجود خواهد آمد. از این نظر که در ترم آینده هیچ درسی از ترم یک برای دانشجوها ارائه نخواهد شد و بعضا ممکن است دانشجویی برای یک درس حتی مجبور باشد یک ترم بیشتر بماند. برای مراکز هم که بقایشان به وجود دانشجو است، اگر نباشند یعنی تعطیلی ...
خدا کند که آدم شویم. خودم را می گویم....
والسلام
این راه را نهایت، صورت کجا توان بست