همه دنيا يه طرف حسين زهرا يه طرف 

هر چي عشقه يه طرف، عشق به مولا يه طرف

محرم هم مثل هر سال زودتر از اون چيزي كه فكرشو كنيم از راه رسيد. و بايد باور كرد كه اون چيزي كه ملت و كشور ما رو نگه داشته، طبق گفته يهودي هاي صهيونيسم، خون حسيني و اميد مهدوي است. يادم مياد زماني بود كه محرم تو عيد نوروز افتاده بود و صدا و سيما و كلاً رسانه ها و حكومت از اين ميترسيدن كه نكنه مردم تو اين ايام حريما رو نگه ندارن و خوشي عيد رو به حزن و اندوه حسيني ترجيه بدن. كه اينجوري نشد و مردم وقتي كه محرم اومد(به غير از اون 5 شب اول كه خيلي هياهويي نداشت.) كلاً رنگ مشكي شده بود رنگ اين سرزمين. واقعاً اگه خدا بخواد ميتونه عزت رو بعد از 1400 سال هم به يه نفر بده و عشق اونو چنون تو دل ميليونها نفر آدم بندازه كه فلك نتونه اونو از تو سينه ها در بياره. پس عزت دست خداست كه به واسطه كارها و منش آدما به اونها داده ميشه.

من هم كماكان در دانشكده صنايع مشغول به امور روتين و مشخص شده خود هستم. كار كه اينجا زياد نيست ولي كلاً به مطالعه و آماده كردن جزوه هام ميگذره.

دفترمم كه بعد از سالها رنگ شده بود با اين چند تا باروني كه اومد و سقف دانشكده تا مرز پايين اومدن پيش رفته بود، انقدر نمناك شده كه از ديوارهاش قارچ و كپك بيرون زده و هر كي از بيرون وارد اتاق ميشه ميگه تو چه جوري داري اينجا كار ميكني و جواب من غير از يك سكوت معنادار چيزي نيست. و مسئولان و مديران ما بايد فكر كنند كه متأسفانه چيزي كه نيست همينه!!!